برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
#چند_خط_کتاب
روزگاری٬ غربیه ای را دیدم که در صحرا گم شده بود. دانستم و از او پرسیدم که کجا می خواهد برود. گفت که می داند که به کجا می خواهد برود. باور می کنی غربیه در این صحرا مرد٬ حال آنکه در نزدیکی او٬ چوپانی گله اش را می چراند؟
اشتباه کردن گناه نیست٬ بر سر اشتباه پای فشردن٬ جرم است.
کتاب: #آتش_بدون_دود
نویسنده: #نادر_ابراهیمی
کتاب دوم(درخت مقدس)٬ صفحه ۱۷۱
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
#چند_خط_کتاب
روزگاری پسری بر گونه ی پدر خویش سیلی زد. صورت پدر چرخید٬ رشته ای از موی پدر روی پیشانی ریخت و اشک به چشمانش آمد.
و پسر٬ پس از آن خود را به دار آویخت٬ صورت سیلی خورده ی پدر٬ صورتی نبود که تحمل پذیر باشد٬ یا از یاد رفتنی.
کتاب:#آتش_بدون_دود
نویسنده: #نادر_ابراهیمی
کتاب دوم(درخت مقدس)٬ صفحه ۲۷۹
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری
برچسب:
نویسنده: کیارش جعفری